ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
128
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
فصل اوّل - تعريف نظم نظم عبارت است از اين كه سخن به طريقي كه مقتضاى علم نحو وعمل به قوانين وأصول آن است بيان شود . بدين گونه كه در وجوه كلام بنگرى وفرق ميان هر گونه سخن را با ديگرى بسنجى . به عنوان مثال : - هر گاه خبر مبتدأ اسم مشتق يا غير مشتق ، فعل گذشته يا آينده باشد . - خبر داراى الف ولام باشد يا نباشد . - ميان مبتدأ وخبر ضمير فاصله شده باشد يا نشده باشد . - در جايى كه كلام به صورت شرط وجزاست وبر حسب اختلاف شرط وجزا سخن معناى گوناگون مىدهد . چنان كه شرط وجزا هر دو فعليّه يا يكى فعليّه وديگرى اسميّه باشد . در صورتي كه هر دو فعليّه باشند ، هر دو فعل ماضي باشند يا مستقبل يا يكى گذشته وديگرى آينده . - در زمان حال خبر فعل باشد يا اسم . - حروفى كه معناى مشترك دارند ، كدام حروف را در كجا قرار دهيم مناسبتر است ، مثلا براي نفى زمان حال وماضي از « ما » وبراي نفى مستقبل از « لا » استفاده شود . جايى كه وقوع فعل مورد ترديد است از « ان » وجايى كه محقّقا فعل واقع مىشود از « إذا » استفاده شود . - جاى وصل وفصل را بشناسى . - بدانى در چه صورت معرفه است ودر چه صورت نكره . - كجا به صورت تقديم وكجا به صورت تأخير بياورى . - كجا به صورت حذف وكجا به صورت تكرار ذكر كنى . - در كجا به صورت ضمير ودر كجا به صورت اسم ظاهري بياورى . پس هر يك را در جاى خود به كار برى .